شيخ حسين انصاريان
383
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
آنان رو كرده ، فرمود حاجتى داريد ؟ گفتند : نه يا اميرالمؤمنين ! مشتاقيم همراه تو حركت كنيم ، حضرت فرمود : برگرديد ، پياده رفتنِ پياده همراه ، با سواره موجب فساد براى سواره و سبب ذلت و خوارى براى پياده است « 1 » . مسلمان شدن يهودى هنگامى كه امام عليه السلام بر مردم حكومت داشت و منصب داورى و قضا با شُريح بود ، حضرت با شخصى يهودى به دادگاه آمد تا شريح ميان آن حضرت و يهودى داورى كند . در دادگاه به يهودى گفت : اين زرهى كه در دست توست زره من است ، من نه آن را فروختهام و نه بخشيدهام ، يهودى گفت : زره ملك شخص من و در اختيار من است . شريح از اميرالمؤمنين عليه السلام گواه و شاهد خواست ، حضرت فرمود : اين قنبر و حسين گواهى مىدهند كه زره از من است ، شريح گفت : گواهى فرزند به سود پدر قابل قبول نيست و گواهى غلام به نفع مولايش پذيرفته نيست ، اين دو نفر مىخواهند آنچه به سود توست به سوى تو جلب كنند ! اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : اى شريح ! واى بر تو از جهاتى خطا كردى ؛ اما يك خطايت اينكه من پيشواى توام و تو به سبب فرمان بردن از من خدا را فرمان مىبرى و مىدانى كه من هرگز باطلگو نيستم ، با اين وصف سخنم را رد كردى و ادعايم را باطل انگاشتى ! آنگاه بر ضد قنبر و حسين ادعا كردى كه آنان در اين دادگاه به نفع خود گواهى مىدهند ! من جريمهء باطل انگاشتن ادعايم و تهمت زدن به قنبر و حسين را بر تو روا نمىدارم ، جز اينكه سه روز ميان يهود به داورى و قضا برخيزى .
--> ( 1 ) - المحاسن : 2 / 629 ، باب 12 ، حديث 104 ؛ بحار الأنوار : 41 / 55 ، باب 105 ، حديث 2 .